نه اینم
وبلاگ فاطمه و نگار
از م ح ب ت از پ ا ک ی از ص د ا ق ت از تو ! خودِ خودِ تو،... از شب لعنتی که می آید، تاریک که می شوی، د س ت ه ا ی ت گرمایش ح ر ف ه ا ی ت جادویش آ غ و ش ت عشقش ن گ ا ه ت اشکهایش حتی! ...میترسم در این واهمه؛ نفَس؛ ... می بُرد_مدام می بُرد_ قلم؛ نفس نفس میزند_بُریده بُریده می نویسد_ دست؛ برکاغذ می لرزد_مدام می لرزد_ چشم؛ می بارد_مدام می بارد_ ... ... _عشق می لغزد_ ... ... تو؛ مدام شده ای... مدام می ترسم... من ؛ حَبس در قفس تو ؛ غرق در هوس من ؛ از هر شب ، از تاریکی ، ... تنهایی ، چه در آن باشی و چه نه ، مدام می ترسم... وحشت که به اوج رسد ، نه پایِ گریختن داری نه نایِ ماندن نه توانِ فریاد داری نه تابِ سکوت شدن یکپارچه بُهت میشوی ، پِلک هم گاهی نمیزنی بغض ، را نمی شکنی حرف ، هیچ نمیگویی و ترس را خوب نگاه میکنی نگاه کن ؟ وَحشت؛ به تو اُبُهُت داده و ... به من حِیرت شهر این بار چه غوغاست خدا رحم کند بوی دود است که پیچیده، کجا می سوزد؟ نکند خانه مولاست خدا رحم کند... هیزم آورده که آتش بزنند این در را پشت در حضرت زهرا(س)ست خدا رحم کند همه جمعند و موافق که علی(ع) را ببرند و علی(ع) یکه و تنهاست خدا رحم کند غزلم سوخت دلم سوخت دل آقا سوخت روضه ی ام ابیهاست خدا رحم کند
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ من نميگويم چه شد... گويند در چشم علي ; دست دشمن بود پيدا , ...فاطمه پيدا نبود همین... والسلام.
بهار نوشت : عجب هواییه این روزا !! همش ابریه و بارون میاد ! محشره ! الان تگرگم داره میاد همه زمین سفید شده ! هوا عالیه ، جون میده برا پیاده روی کنار اتوبان ! جاتون خالی دیروز مفصل کنار اتوبان شهید چمران راه رفتم ! این نگارم غالم(دیکتشو بلد نیستم) گذاشت اساسی ! خدایا شکرت بخاطر اینهمه نعمت احتراما بدینوسیله بنا به دلایل امنیتی در پارک ملت! به صرف : کیک و دلستر و بستنی البته ! : و غیره که عکسهای موارد مذکور رو در ادامه مشاهده خواهید کرد (مستحب است قبل از مشاهده وضو ساخته سپس به توضیحات اینجانب گوش فرا دهید) کیک مذکور ، کیکی سفارشی، شکلاتی، به انضمام خامه ی توت فرنگی ( به علت علاقه ی وافر من و نگار به جناب توت فرنگی بخواین حساب کنین کیک ما یه چیز تو این مایه بود: البته با ۲۰ شمع اضافه لازم به ذکره که عکس کیک رو در چهره ی مبدل خود گرفتیم که خدای نکرده ریا نشه . . . بله کیک ماست در چهره ی مبدل(به قیمت 5000ریال به همراه ۲۳ شمع( نه که فکر کنید کبریت سوخته اونم از نوع توکلی) بعدشم نگار که ۲۳ سالش نیس همون تو حول حوش ۱۴ ـ ۱۵ هه(عین خودم دقت کنید اون جسم سفیده که زیر کیک ها پهن شده،پوست کیک نیست،در اصل رو میزیمونه(البته رو چمنی بله در ادامه به عکس انتهایی می پردازیم که شامل موارد ذیل می باشد: 1.یک عدد پوست چیپس چک چاک با مارک بووووق(نمی گم اشی مشی که تبلیغ نباشه) 2.دو عدد پوست بستنی کاله (البته تبلیغش نباشه) 3.دو عدد پوست (همون قوطی خالی)ماء الشعیر جوجو با طعم استوایی که جزء جدایی ناپذیر و حیاتی زندگی من و نگاره(البته هلو هم تقبل می کنیم ؛شایان ذکر است که قبلا لیمو هم تقبل می کردیم که بنا به دلایلی(!!!!)دیگه لیمو نمی خوریم) 4. پوست کیک از نوع رو میزی و غیر آن 5.جعبه کادوی نگار که با دستان هنرمند دوست فقید (البته نه از اون نظر از یه نظر دیگه به اسم ف.م ساخته شده(شریک اون "الف.شین" که اختلاس کرده نه ها!!! حالا من نمی گم که ف.م فاطمه س،معلوم هم که نیس،نه ؟!!! 6.کمر بند بســـــــــــــــیار زیبا و شکیـــــــــــــــــل نگار که توسط دو عدد از دوستان نگار{که یکیشون (واقعا زبونم قاصره در توصیفش)خوش سلیقه و خوش مرام و خوش همه چیز (البته در رفاقت!) به اسم ف.م که در بند 5 توضیح داده شد)اهدا شد 7.کیسه زباله هم که معرف حضورتون هست و حالا نتایج اخلاقی: الف)هر وقت به مکان های عمومی مثل پارک و غیر پارک رفتید همراه خود کیسه زباله برداشته وببرید و هم چنین آشغال نریزید ب) هیچ وقت اسم محصولی رو نبرید که خدای نکرده تبلیغ بشه(البته در روایات هم آمده که حرام است) ج)اسم اشخاص را هم نبرید که تعریف از خود نشه (مثلا نگید فاطمه همون ف.م است که هنرمند و خوش همه چیز و ایناس) در آخر تو رّوح هر چی اسکریپته که باعث شد من این پست رو سه بار بنویسم در ضمن 17 خرداد هم فراموش نشه نگار خانوووم عشق یعنی دل سپردن در الست از می وصل الهی مستِ مست آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان و آن مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان دل من در ژی یک واژه ی بی خاتمه بود اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود
کوچه ی اول، روبروی منزل شهید مخبر ، خونه اکبر آقاست. اکبر آقا مرد خوبیه؛ پدر شهید نیست اما پدر خوبیه! اکبر آقا جوونه ولی همه موهاش سفید شده! چند روز پیش رفته بودیم خونشون ، خانومش می گفت همه از پشتکار اکبر آقا تعریف میکردن! می گفت تحت هر شرایطی کارش رو ول نمی کرد ، با عصا ، با واکر،... هرجور شده می رفت. می گفت الآن دیگه نمی تونه بره سر کار... اکبر آقا مریض شده... نه سرطان نه ام اس؛ دیگه نمی تونه حرکت کنه فقط خوابیده رو تخت... "ما رفته بودیم عیادت" مامان گفت : اکبر آقا بازدید مارو باید پس بدید ها! خونه ی ما آسانسور داره راحت میتونید بیاید. اکبر اقا گفت : چشم میام، با پله هم میام! ...نمی دونم چه جوری انقد دل اکبر آقا روشنه...خدا امیدشو نا امید نکنه... اکبر آقا "تا" نداره ، مریضیشم "تا" نداره. عکس حرم امام رضا کنار تخت اکبر آقا به دیوار بود. خانومش می گفت دکترا جواب کردن...دکتر اصلی خداست... می گفت امام رئوف شفاش میده... اکبر آقا رو دعا کنید...
فقط... ساکت؛ و بغضم، مدام... جاری؛ و دلم... بماند که چه ها می کند... آخر؛ آمده بودی همین جا! در همین خلوت! در ... جان این غریبگی! درعمق این حریم... *** بودی؛ اما! فرصت ندادی چشمی هم بر هم بزنم... بعد بروی! *** دنبالت نیامدم! تا مانند "قدیم تر ها" ... عزیز بمانم؛ تنها؛ در آغاز تمام شدنت، ـ ایستادم ـ و چشم دوختم ، تا انتهای رفتنت فرا رسد! تا ... خالی شدنم؛ تا همیشه! تا "جاودان صبور" به قول شاعر! *** "درست طبق قانون"؛ هرچه بیشتر می رفتی ، دور تر می شدی؛ هرچه دور تر ، کوچکتر ، دیر تر هرچه کوچکتر اما! محوتر که نه!! پر رنگ تر می شدی! ...انگار؛ در روح زبانه می کشیدی! آتش می زدی دل را! سنٌت شکنی کردی "مرد قانون"! *** و بک روز؛ خاطره ام شدی. گذاشتمت لای "قرآن"، همان صفحه اول ، قبل فاتحه . ـ یادت آمد؟ ـ گذاشتمت آنجا ، که بوی نور بگیری ، کریم شوی شاید، که در اوج انتظار ، در غایت اشتیاق ، ـ برای آخرین بار هم که شده ـ "کریمانه تر" غریبه شوی برایم! حال ، آمده ام ؛ با پیاله ای زلال ، در عمق "یادت" ، روانه ات کنم... و پشت پایت ، ..." انار" بپاشم... امشب؛ "تمر هندی" هایم ، نخورده ، تمام شد! آخر مزاجم ترش نمی خواهد! بد عادت شده ! " تلخ " می طلبد! طعمی شاید شبیه تو ! یا هر کس دیگر ، "فرقی نمیکند" !! مهم این است که تلخی زیاد دهان را جمع می کند! دل را میزند ! امشب ؛ درخت شده گلی که کاشتی! "سر سخت " شده! دست من نیست ، "قانون" طبیعت است! من ، مرد شکستنش نبودم ! امشب ؛ پای احساسم لرزید و باز "بی جهت و بی نهایت" باران بارید... امشب ؛ دلم با این " کریمانه تر " خطاب کردنت ، به تو اخم کرد! بر تو گرفت! اصلا دردت آمد؟! امشب ؛ یک "ده دقیقه " ی مجازی بود ! یک "پیش نگاه پرکنایه" ! ...شاید... هم پیش بود هم پس! امشب ؛ تجدید هر شب من است... فقط ؛ حیف که پشت پرده ی حرفهایم پر است از رازهایی بین من و خودم... پس "نرو در جان کلام ؛ گم می شوی! " راستی! تو خود انار را یادت رفته ، طعم دانه هایش پیشکش! و بدان... چند کلامی هم در دلم ماند که "یقین کن" بخاطرش دلتنگ می شوی برایم! دیگر اینکه، کویر را هر چقدر که آب دهی ، گل نمی روید! ******************************************************************************************* بهار نوشت ها فاطمه: نمی دانم دارد بهار می آید یا زمستان می رود؟ نمی دانم این آمدن بهتر است یا آن رفتن؟ یادم نمی آید اصلا امسال بهار داشت یا نه؟ هر چه خاطرم مانده زمستانی است؛ "خاطرات یخ زده و در برف مانده" خاطرات سرد شدن باریدن... امسال دستم آمد چه جور در برف زمین بخوری کمرت "بیشتر" می شکند! چقدر در سوز زمستان گریه کنی رکورد چشمه ها را می زنی! حجم "غم" چقدر باشد دل سنگ را هم می تواند بشکافد؛ امسال یاد گرفتم؛همان طور که گاهی از سنگ هم باران می بارد، باران هم گاهی سنگ می شود..... حال،فصل بارانی هم به سنگ رسیده و همه چیز خوب است... بهار مبارک ******************************************************************************************* ****************************************************************************************** نگار: بو کنین!!بوش میاد حتی با شیطونیای وقت و بی وقت ننه سرما بازم بوش میاد از جنب و جوش های بیرون از خونه میشه فهمیدش از خریدای عید،سفره هفت سین،ماهی قرمزا،لباسای عید یه کمی چشماتون رو بگردونید!!! دو تا چشم معصوم نمی بینید؟زل زده بهتون اگه دختر باشه دلش پیراهن نو میخواد و اگه پسر باشه دلش یه بلوز وشلوار نو حواسمون هست به این جفت چشما وقتی برای خرید میریم بیرون؟ به معصومیتشون؟که اگه خوشحال بشن میتونیم صدای خنده خدا رو هم بشنویم یه کمی بریم جلوتر،عید شده و سال تحویل یه سری عید دیدنیا هست که از همه بیشتر مزه میده و میچسبه یه سر خونه سالمندان رفتن حتی اگه آجیل و شیرینی و مبل راحت نباشه توش یه سر گلزار شهدا رفتن حتی اگه استقبال کننده ای نداشته باشی عید با این کارا قشنگ تر میشه وبهار سبزتر یادمون نره به نیت تک تک روزای سال دیگه دعای یا مقلب القلوب بخونیم یادمون نره سر سفره و وقت سال تحویل دعای برای ظهور رو یادمون نره هم دیگه رو دعا کنیم سال 90 تموم شد با همه بدیاش ویه ذره خوبیاش!! یا محول الحول و الاحوال،حول حالنا الی احسن الحال سال نو همگی مبارک که به من مهر می ورزی در حالی که از من بی نیازی و ای صبورترین که آنقدر صبر میکنی که انگار نه انگار غرق گناهم... جز توِِ؛ به که گویم این های و هوی و تشویش دل را؟ که را بخوانم وقتی تنها "تو" اجابت را بی هیچ چشم داشت،مانند نور می پاشی بر سر و رویم؟ جز تو؛ امید بر که بندم که نومید باز نگرداند مرا؟ اینجا همه بنده تو اند و دست و پای بسته و دربند... و چه خوش است این بندگی که عین آقایی و آزادگی ست و چه بندگی ای میکنند خوب رویان راستینت که همه سرمست تو اند و سربلند... که هرچه کنند پیش لطف و کرم و بزرگی و مرام تو هیچ است! و من ، هیچ تر از هیچ پوچ تر از پوچ به بهانه ی پرده پوشی ات؛ آمده ام تا بی بهایی ام را فریاد کنم بر آستانه ات... بیا و بندگی بیاموزم که سراسر طغیان بوده ام... و بر من ببخش حجم این جسارت را که فقط تو میدانی این سربزیری ام نه از سربراهی است که از خجالت روی ماه توست ای آگاه ترین به حقایقم و ای پرده پوش اسرارم یکبار دیگر مرا شرمنده ی عفو و صفح و رحم و کرامتت کن
منبع : روزنامه های قلیل الانتشار
عکسی که در بالا مشاهده می کنید ،
تصویر دو میوه ی زشت استکبار جهانی و نظام سلطه می باشد .
این فریب خوردگان سلطنت طلب و (البته!) مفسدین فی الارض ،
در برابر سایت های خود فروخته ی وطن فروشِ ضد انقلاب ، از راه به در شده
بدین وسیله ، عضویت خود را در این گروهک منحوسِ مستکبر ، اعلام می نماییم!
باتشکر
گروهکِ (بی شرمانه ی) تروریستیِ "فن"
پی نوشت 1 : اوباما ، برلوسکونی ، کیلینتون ، حسنی(نا)مبارک ، سارکوزی ، کرزای ، نتانیاهو و اینا بعلاوه : BBC ، CNN ، العربیه و تمام شبکه های خاک برسریِ دیگه برای همکاری با این گروهک منحوس ، اعلام آمادگی کردند.
پی نوشت 2 : اخباری که از "برادرانِ گمنامِ امام زمان" بدستمان رسیده ، حاکی ازین است که "عبدالمالک ریگی" ،در پی اعترافات خود اعلام کرده که علت اصلی جنایاتش ، غیر از "رفیق بد" ، همنشینی با این گروهک بوده و ضمن تاثیر کمال همنشین در وی ، دست به این جنایات زده .
پی نوشت 3 : الف_شین در اظهاراتش نام این گروهک تروریستی را آورده و 3000 میلیارد اختلاس را گردن این دو سرکرده ی شوم انداخته چون حقشونه! (تا اینا باشن دیگه به حرف استادِ گرام ، گوش بدن!!) قاضی مرتضوی هم با آغوش باز پذیرفته ولی مصلحت ندونسته در رسانه ها بیان کنه .
پی نوشت 4: از برادران و خواهرانِ انقلابی و همیشه در صحنه ، دعوت به عمل می آید که صدای انزجار خود را از این سرسپردگانِ خائن ، به گوش جهانیان و مسئولین مربوطه برسانند و خواستار اشد مجازات برای آنها شوند!
گروهک نوشت 5 : گروهکِ تروریستیِ "فن" عضو جدید می پذیرد ، ثبت نام بصورت اینترنتی می باشد . از داوطلبان خواهشمند است خیلی صداشو در نیارن و تو همین وبلاگِ نحس ضدِ انقلاب ثبت نام کنن .



![]()
"دیروز" عصر ، مراسم باشکوهی رو برگزار کردیم 
گفتیم که خامه شو حتما با طعم توت فرنگی بذاره)

عکسی که در بالا مشاهده می کنید)
))

)
)
ای كاش فدك این همه اسرار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود
ای كاش كه درب خانه مسمار نداشت
عشق یعنی ذكر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق یعنی جلوه صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق بر دلداده فرمان میدهد عاشق جان داده را جان میدهد
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق یعنی انقلاب فاطمه از كبودی چشم تار فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه

| Design By : Mihantheme |


